تِسالونیکی | اداستان شماره ۵ یاد می گیریم با هم قدم بزنیم

من در اکتبر سال ۲۰۱۵ کشور خود را ترک کردم. اوضاع در کشور من که در مرکز آفریقا است، بسیار بد است زیرا ما از آزادی بیان برخوردار نیستیم و وضعیت حقوق بشر نیز بسیار دشوار است. ما در آنجا دیکتاتوری داریم و باید از دیکتاتور پیروی کنیم. افراد زیادی بدون هیچ توضیح و توجهی ناپدید شده، شکنجه شده و به قتل میرسند. من درگیر فعالیت های سیاسی چپ بودم و چندین بار در معرض خطر قرار گرفتم، مورد حمله، شکنجه و زندانی قرار گرفتم، در واقع آخرین بار به ۱۵ سال زندان محکوم شدم. سرویس های مخفی تمام وسایل شخصی مرا گرفت، لپ تاپ و غیره چیزهایم را گرفتند و مرا زندانی کردند، توسط الکتروشوک شکنجه دادند و حتی مرا مجبور به نوشیدن سمی کرد که از درون نابودم میکرد، روزهای زیادی مریض بودم. سرانجام موفق به فرار شدم و ابتدا به سینیگال رفتم. اوضاع در آنجا نیز بسیار دشوار بود، آنجا نیز یک دیکتاتوری وجود دارد و او با دیکتاتور در کشور من همکاری می کند، بنابراین آنها اطلاعات من را در اختیار داشتند و من آنجا نیز در خطر بودم. سرانجام موفق شدم با گذرنامه جعلی به استانبول پرواز کنم. در آنجا یک قاچاقبر پیدا کردم ، ۱۰۰۰ یورو پرداخت کردم و به ساموس خودم را رساندم. حدود ۱۰ روز در ساموس ماندم و سپس با کشتی به آتن‌ آمدم و از آنجا به ایدومیه نی در مرز با مقدونیه شمالی رسیدم. اما آنجا قبلاً مرزها را برای کسانی که از مناطق به اصطلاح غیر جنگی بودند، بسته بودند و فقط به سوری ها، عراقی ها و افغان ها اجازه عبور می دادند. بنابراین مجبور شدم حدود ۲ هفته در آنجا در گیر بمانم. اوضاع بسیار دشوار بود، بسیار سرد بود، هر روز باران می بارید، هیچ خیمه ای برای ماندن مردم وجود نداشت و البته هیچ توالت هم وجود نداشت. من روزهای زیادی در سرما بدون پتو و بدون چادر در بیرون ماندم. سرانجام، به محض اینکه مشخص شد که هیچ فرصتی برای باز شدن مرز وجود ندارد ، برخی از مردم همبستگی به من ساختمان یتیم خانه در تسالونیکی را پیشنهاد و راهنمایی کردند.

من شش ماه در پرورشگاه ماندم و زندگی من به شدت تغییر کرد. آن همه همبستگی و مراقبت را که من در آنجا تجربه کردم حتی تصورش را هم نمی کردم. کل سفرم تا قبل از یتیم خانه یک جهنم پر از دردسر و ناامیدی بود.

یتیم خانه یکی از بهترین مسکن های اشغالی است که تاکنون در یونان دیده ام و یا از آن بازدید کرده ام. افراد درگیر و حمایت از آنجا، واقعاً متعهد به مبارزه برای برابری و همبستگی هستند و در حال سازماندهی و مراقبت از آن ساختمان اشغالی هستند و همچنین بسیاری از اقدامات سیاسی را برای این کار انجام میدهند. مراقبت و همدردی آنها اولا در کمک به پناهندگان در مورد پناهندگی، یافتن وکلا وغیره به وضوح نمایان است، همچنین در صورت دستگیری یک پناهنده، فوراً راهپیمایی ها برگزار می شود. اما مهمترین چیز، من فکر می کنم در آنجا این است که همگی ما از ملیت های مختلف با هم با همزیستی و همدلی زندگی می کنیم و ما سعی می کنیم یکدیگر را درک کنیم و از هم دیگر یاد بگیریم. ما شفت های مشترک آشپزی داریم، تمیز کردن را به نوبت انجام می دهیم. ما همچنین اعتراضاتی را برگزار می کنیم که خواستار حق آزادی گزر از مرز برای همه هستیم، ما صدای خود می خواهیم در شهر بگوش همه برسانیم. همچنین پرورشگاه جای بسیار خوب و امن است زیرا همه ما مسافرت بسیار استرس زا داشته ایم، بنابراین بغیر از خستگی جسمی ما بیشتر خستگی روانی داریم. وقتی به یتیم خانه آمدم بلافاصله احساس کردم همگی با آغوش گرم من را پزیرفتند، هواداران از من حمایت کردند، حتی اگر که مشکلات روحی هم داشه باشی، هواداران بسیار صمیمی و دوستانه هستند و سعی می کنند شما را تسکین دهند. بسیاری از گروه های سیاسی نیز در یتیم خانه شرکت می کنند که به همین خاطر است که جلسات و بحثها به طور مداوم برگزار می شود. این احساس خوبی برای من ایجاد کرده است که افرادی که از این پرورشگاه حمایت می کنند چقدر متعهد هستند. واقعاً، می توانم تکرار کنم که یتیم خانه شیوه نگاه به زندگی را تغییر داده است. تاقبل از آمدن در یتیم خانه، فقط قاچاقچیانی را که همیشه درخواست پول می کردند میدیدم و همچنین پلیس و مرزبان را که همیشه از آنها پنهان می شدم. در یتیم خانه من مجدداً عزت از دست داده خود را بدست آوردم و احساس امنیت و آزادی کردم. این امر به ویژه مهم است زیرا مرزها و قوانین ایالتها با من به مثل یک غیرقانونی رفتار می کنند و مثل اینکه من یک جنایتکار هستم. اما در این یتیم خانه احساس آزادی و خلاقیت می کنم.

من می توانم بگویم که این بسیار مهم بود و من روش دموکراتیک و خودمحوری کارکردن پرورشگاه را خیلی دوست داشتم. با یک جمله می توانم بگویم که یاد می گیریم در یتیم خانه که با هم قدم بزنیم. این یادگیری مبتنی بر مراقبت متقابل است که از کارهای ساده روزانه آنجا، مانند مشارکت همه در پخت و پز و تمیز کردن شروع می شود و به فرآیندهای سیاسی و تصمیم گیری خود سازمان یافته برای اقدامات سیاسی مانند راهپیمایی ها، و فعالیتها و رویدادها گسترش می یابد. هیچ کس در تلاش نیست تا دیگران را به انجام کاری مجبور کند، همه تصمیمات و فعالیت ها براساس گفتگو و احترام به یکدیگر و اجماع نظر انجام می شود. بنابراین همه ما می آموزیم که فعال و مراقب یکدیگر باشیم و به عنوان یک تیم با هم کار کنیم. و این تیم یک تیم مراقبت و مبارزه سیاسی است، ما از یک طرف خواستار برابری بین خود هستیم و از طرف دیگر با تظاهرات و اقدامات خود در مرکز شهر صدای خود را بالا می بریم و بگوش آنهای که مسؤل هستند میرسانیم. من معتقدم که باید اقدامات سیاسی افزایش یابد، مهاجران بیشتری درگیر شوند و همبستگی با سایر کشورها تقویت شود.