میتیلینی| داستان شماره ۲ یاد می گیریم با هم قدم بزنیم
من حدود ۳ سال پیش که ۱۸ سال داشتم از افغانستان به یونان آمدم. من ۱۲ ماه در موریا ماندم، سپس آنها مرا به هتلی در ترمی فرستادند و بعد از آن برای مدت ۱۸ ماه به کاراتیپه منتقل شدم. بعداً آنها من را برای مدت ۷ ماه به پیکپا فرستادند. آز آنجا من به آتن رفتم و ۱ ماه پیش دوباره برگشتم و الان در این ساختمان اشغال شده زندگی می کنم. قبل ازین که آتن بروم از طرف گردانندگان پیکپا به من گفته شده بود که اگر من پیکپا را ترک کنم دیگر نمی توانم دوباره به آنجا برگردم. بنابراین، وقتی به لسبوس برگشتم چون نمیتوانستم دوباره به پیکپا بروم مجبور شدم در این ساختمان اشغال شده زندگی کنم. من یک دوستی در آتن دارم که او از مدتها پیش درباره این ساختمان میدانیست چون قبلاً نیز کسانی دیگر در این ساختمان زندگی می کردند و او به من گفت به اینجا بیاییم، اینجا یک مخروبه ی رها شده است، قفلش را شکستیم و داخل اینجا مسکن گذیدیم. من این مکان را "خانه" ["خانه" به فارسی] می نامم ... چون من اینجا را خانه خود می دانم. این ساختمان سوری ها، کردها، عرب ها و افغان ها را در خود جای داده است.
به محض ورود به یونان، من در موقع ثبت نام به مسؤلین اینجا گفتم که من بزرگتر از سن واقعی ام هستم، یعنی من بلای سن هستم، نگفتم که زیر سن هستم زیرا شنیده بودم که آنها در موریا جایگاه ویژه ای و نه چندان خوب برای خردسالان دارند. من به همراه خانواده ام، یعنی همسرم ["نامزدم"] و مادرش آمده ام. سه ماه پیش به من کارت باز و بدون محدودیت جغرافیایی دادند. بعد از آن ما از میتیلنی به آتن رفتیم و از آنجا به طور غیر قانونی آن دو یعنی نامزدم و مادرش راهی بلژیک شدند. البته آنها نمی توانند در بلژیک درخواست پناهندگی کنند. من هم می خواهم به بلژیک بروم و به آنها ملحق شوم، چون الان من هیچ دلیلی برای ماندن در اینجا را ندارم، تازه من مکانیک ماشین هستم، اما نمی توانم اینجا کار کنم، هر چند که حاضرم و می توانم هر کاری پیدا بشود را انجام دهم. در اینجا، من فقط میخورم و می خوابم و هیچ فعالیت دیگری ندارم. کاری برای انجام دادن ندارم، وقتی نمیتوانی هیچ کاری پیدا کنی و انجام دهی، پس چه کار باید کرد و راه چاره چیست؟
در اینجا، من قبلاً برای پناهندگی مصاحبه داده ام ولی تصمیم منفی گرفته ام، یعنی در خواست پناهندگی ام رد شده است. بعد مسؤلین برای من یک وکیل رایگان پیدا کردند، اما چند روز بعد او از من ۲۵۰ یورو پول خواست تا به من کمک کند. اگر پول داشتم خودم یک وکیل انتخاب می کردم. چون من پول بهش ندادم او حتی به پیام های من پاسخ نداد. بنابراین بدون وکیل و حمایت حقوقی ماندم. من به نزد مسؤلین می روم و درمورد همسرم که در بلژیک هست به آنها می گویم، اما آنها اهمیتی نمی دهند.
از جاهای که تا حالا من بودم و میدانم ، پیکپا و کاراتپه مکان های خوبی بودند. پیکپا مکانی آرام و بدون هیاهو بود. مکان هایی را دوست دارم که سروصدا ندارند. دوست دارم تنها باشم. من با مجادلات و سروصداهای زیاد خوب نیستم. وقتی در آتن بودم، به اردوگاه مالاکاسا در آتن رفتم، با سازمان ملل در آنجا صحبت کردم اما آنها جایی برای من نداشتند. به من گفتند كه باید به دفتر مرکزی آنها در آتن بروم. من رفتم آنجا ولی آنها به من گفتند که ۲ ماه دیگر درباره برگردم دفتر شان. ولی من نه پول داشتم، نه شغلی و نه مکانی برای اقامت و نه کسی را میشناختم، نمی دانستم چه کسی می تواند به من کمک کند و شب ها در کجا باید بخوایم. به مدت ۲ ماه در آتن چه باید کرد؟ در اینجا بهتر از آتن است. شرایط در آتن خطرناکتر است و فکر می کنم آتن مکان مناسبی برای من نیست. در اینجا، شرایط کمی بهتر است. ما درین ساختمان آب داریم، اما سرد است. در اینجا کمک کارت نقدی نیز دارم، من ماهیانه ۹۰ یورو پول کمکی می گیرم، البته پول زیادی نیست. با ۹۰ یورو چه می توان فراهم کرد؟ اگر یک بار به میتیلنی بروم، همه آن تمام میشود. سیگار، مواد غذایی، شامپو، وسایل تمیز کننده ... یک بارگی همه اش مصرف میشود. و همچنین کاراتپه جای خوب است. آنهای که آنجاست آرامش دارند، بسیار بهتر است نسبت به موریا. در موریا بسیار دشوار است. آنجا دائماً، اعراب با افغان ها، افغان ها با عرب ها، عرب ها با کردها و غیره نزاع دارند. خارج از موریا آرامتر است. در خارج از موریا قوانینی وجود دارد. اگر در کارا تپه دعوا شود هر طرف درگیر باید آنجا را ترک کنند. در موریا هیچ قانونی وجود ندارد. در سال ۲۰۱۶ که آنجا بودم، هر ۱۰ روز یکبار دعوا میشد. در کاراتپه بسیار بهتر از موریا است. یک آشپزخانه وجود دارد و مردم در آنجا می توانند آشپزی کنند، دوش هم وجود دارد و شما می توانید حمام کنید، بچه ها می توانند درس بخوانند، یک اتاق برای خانمها وجود دارد، امنیت وجود دارد و در موریا هیچ کدام از اینها نیست. ما در این ساختمان نیز قوانینی خاصی نداریم، اما هیچ درگیری و نزاع وجود ندارد، همه آرام هستند، می خوابند، بیرون می روند، بازی می کنند، همگی آرام هستند و کسی با کسی دعوا نمیکند با وجود اینکه ما اینجا قوانین سختگیرانه ای نداریم، در اینجا شما میتوانید هر کاری را که می خواهید انجام دهید زیرا اینجا همه با هم دوست اند، هرچند که ساکنین اینجا نیز از ملیت های زیادی هستند. در اینجا افغان ها، عرب ها، سوری ها، کردها و غیره با هم هستند، اما مثل موریا دعوای وجود ندارد. تنش همیشه در موریا وجود دارد: "آیا شما آفریقایی هستید؟ من تو را خواهم کشت! "،" آیا شما عرب هستید؟ من تو را می کشم! " و غیره، اما من این طور کارها را دوست ندارم در اینجا احترام متقابل وجود دارد. کارا تپه و پیکپا عالی هستند. میتوانم بگویم که شاید در پیکپا شرایط کمی بهتر و آزادتر باشد، در آنجا آشپزخانه عمومی است و هر زمان که می خواهید می توانید بروید و چیزی برای خودن درست کنید، همچنین آنجا ساکت تر و آرام تر از کاراتپه نیز است.
من یادگیری زبان یونانی را در کاراتپه شروع کردم ، و این کار را دوست دارم، به مدت ۲ ماه به کلاسها مختلف رفتم اما بعد خسته شدم و متوقفش کردم. من نمی خواهم فعلاً یادگیری زبان راادامه دهم ، بسیار خسته ام. عوضش بعضی اوقات به ورزش های رزمی یا ژیمناستیک می روم.