آتن | داستان شماره ۱ یاد می گیریم با هم قدم بزنیم
من زمانی که جنگ سوریه شروع شد، دانشجوی علوم سیاسی در دانشگاه دمشق بودم. من تصمیم به ترک وطنم را گرفتم زیرا دو گزینه برای من وجود داشت. یا من باید از خدمت در سربازی پیروی می کردم و بعد اینکه یا بعضی ها را می کشتم یا کسانی دیگر مرا می کشند. بنابراین تنها گزینه جایگزین ترک کشورم بود. به یونان آمدم با وجود اینکه می دانستم مرز بسته شده است. من در ۸ مارس ۲۰۱۶ آمدم، که دقیقاً چند روز قبل از توافق اتحادیه اروپا و ترکیه بود، من برای مدت ۵ روز در میتیلنی ماندم در اردوگاه موریا که شرایط غیر انسانی در آنجا حاکم است، بعد از اینکه برگه هایم را گرفتم، فوراً بلیط کشیدم و آمدم به پیرائوس. وقتی وارد پیرئوس شدم، مارا همراه با کلی کسانی که در کشتی بودیم با ۷ تا اتوبوس به یک اردوگاه خیلی دور از آتن که حدود ۷ ساعت با اتوبوس راه بود منتقل کردند، در آنجا که حالا یک اردوگاه مهاجرین ایجاد شده، قبلاً خوابگاه نظامی بوده است. همه ما که در اتوبوس بودیم وقتی اردوگاه را در وسط ناکجا دیدیم، با هم تصمیم گرفتیم که از اتوبوس بیرون نرویم و در این مکان که مارا به آنجا منتقل کرده اند نمانیم. سرانجام پس از مذاکرات با کسانی که ما رادر آنجا آورده بودند، موافقت کردیم و دوباره به پیرائوس برگشتیم. در آنجا حدود یک ماه در یک چادر کوچک در بندر پیرائوس ماندم. سپس من از یکی از دوستانم در باره سیتی پلازا شنیدم که یک ساختمان اشغالی جدیدی است که برای اسکان مهاجران گشوده شده است. بنابراین به سیتی پلازا آمدم و به عنوان مترجم در آنجا کمک میکردم. من از روزهای اول افتتاح سیتی پلازا در آنجا بوده ام. من این ایده را خیلی دوست داشتم و بسیار فعال شدم در پیشبرد آنجا.
حدود یک سال در سیتی پلازا ماندم. تجربه زیادی کسب کردم ، بسیار مفید بود، زیرا این ساختمان اشغال شده در مرکز آتن، دریک محله که جو آن بی نظیر است، واقع شده است. اینجا خیلی بهتر از اردوگاه های دولتی میباشد که در باره وضعیت آنجاها همه روزه می شنویم، حتی بهتر است از جاهای دیگر که توسط سازمانهای غیر دولتی مختلف کنترل می میشوند. هر روزی که در سیتی پلازا می گذرانیم، همه ما چیزهای جدیدی می آموزیم. ما در ابتدا آموختیم که چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم و چگونه می توان چنین پروژه بزرگی را مدیریت کرد. بنابراین یاد گرفتیم که چگونه خود سازماندهی کنیم، گروه های کوچکی، مثلاً گروه های ترجمه، گروه های میزبان و پزیرش، گروه های آشپزی و گروه های پاکیزگی تشکیل دهیم. و سپس همه این تیم های کاری جلسات و کنوانسیون هایی در مورد چگونگی خودمدیریت و مسئولیت های خود داشتند. من در بسیاری از این گروه ها شرکت می کردم، به عنوان مترجم من در کمک به اعضای مختلف گروه ها در برقراری ارتباط نقش داشتم. در سیتی پلازا افغان ها، کردها، سوری ها، پاکستانی ها، و همچنین مهاجرین از بسیاری از کشورهای مختلف دنیا زندگی میکنند و مسئله ترجمه بسیار مهم است. من معتقدم که این ایده خود سازماندهی یک ایده ای بی نظیر است. البته همیشه و همه جا مشکلات و موضوعاتی وجود دارد که نیاز به حل و فصل و بهبود دارد. اما فعال بودن و کمک متقابل، پشتیبانی و همبستگی با یکدیگر که در کل مدریت سیتی پلازا اعمال کرده ایم بی نظیر است. در اینجا هم یونانی ها و هم مردم بسیاری از کشورهای اروپایی و فراتر از آن در پشتیبانی و همبستگی با ما سهم میگیرند و فعال هستند. مسلماً مهمترین انرژی این پروژه همان انرژی و تلاش برای تأسیس و نگهداری از این محل توسط ساکنان خود آنجا یعنی پناهندگان است که حتی بدون دانستن زبانی دیگری غیر از زبان مادری خود، در این پروژه شرکت کرده و توانیهای خود را ارائه داده اند. به عنوان مثال، برخی حاضر شدند و اعلان کردند که می توانند ۳-۴ بار در هفته آشپزی کنند. در اینجا ما هر روز برای ۴۰۰ نفر سه بار در روز آشپزی می کنیم، که این یک مسئولیت و کار بزرگ است، وقتی هر بار از آشپزخانه بیرون میشوید خسته و کفته هستید، اما این مسئولیت را به عهده می گیرید زیرا می بینید که مردم همبستگی چه یونانی و چه بین المللی در حال ارائه کمک به شما هستند، بدون اینکه توقع چیزی را داشته باشند. این همه مردم همبستگی که برخی از آنها از آلمان آمده اند، برخی از فرانسه و از بسیاری از كشورهای دنیا، حتی هزینه بلیط آمدن خود را خود شان پرداخت كرده اند، و آمده اند تا با ما زندگی کنند، برای کمک به ما و این پروژه اینجا هستند. بعضی های شان به آموزش زبانهای کشورهای خود به ساکنین اینجا مشغول اند، زیرا بلد شدن این زبانها برای پناهندگان كه قصد جابجایی را دارند مفید است مخصوصاً وقتی اینها میخواهند به انگلیس، آلمان، فرانسه و غیره جا بجا شوند. بنابراین گروهی از معلمان وجود دارند که هر روز درس زبان می دهند، بصورت آزادانه و مجانی برای همه، بدون هیچ گونه مبادله ای، و این کاری بسیار خوب است.
فکر نمی کنم مکانی دیگر مانند سیتی پلازا وجود داشته باشد. این فقط بهترین نیست، بلکه بهترین بهترین هاست. و دلیل این امر، خود سازماندهی و خود کفایی اینجا است. درین جا شما شاید چیزهای زیادی ندارید، اما آنچه در اختیار شما است ، شما آنرا مدیریت می کنید و هر چیزی هست مال همه است و برای همه است. من فقط در مورد مردم که درین جاست صحبت نمی کنم، من در مورد کل تلاشی که همه در اینجا کرده اند صحبت می کنم، زیرا بدون تلاش همه ی افراد این مکان وجود نخواهد داشت. این ساختمان بیش از ۱۰۰ تا اتاق دارد که مراقبت می خواهند، آشپزخانه، مراحل آموزش و پرورش، جاهای که بسیاری از فرهنگ های مختلف که به طور مداوم در هم می آمیزند نیز وجود دارد و البته کارهایی مانند منطقه پذیرش که حدود ۱۸ ساعت در روز فعال است و نگهبانی۲۴ ساعته که امنیت اینجا را تامین میکند. به طور خاص، محافظت نه تنها برای ایمنی و امنیت ساختمان بلکه برای هر اتفاقی است که می تواند یک شبه رخ دهد. ممکن است شخصی به آمبولانس احتیاج داشته باشد، به بیمارستان برود، حس اینکه همیشه اینجا افرادی هستند که برای شما بیدار هستند زیبا و آرامش بخش است.
من عمیقاً معتقدم که دلیل محبوب شدن سیتی پلازا و جا گرفتن آن در قلب ما دقیقاً به این دلیل است که در این مکان هیچ مالکیتی وجود ندارد، همچنین هیچ رئیس برای ما وجود ندارد که دستور دهد، بلکه برعکس همه ما مسئولیت آن را بر عهده گرفته ایم. به همین خاطر همگی ما این ساختمان که خانه مشترک ماست هرکس جداگانه به روشی شخصی و عمدتاً جمعی احساس کرده ایم که ما همه اهل این مکان هستیم و اینجا خانه مشترک ماست. در اینجا ما درک و احساس کردیم که منظور از اشتراک و تقسیم مسئولیت چیست. اگر مشکلی پیش بیاید، همه ما با هم بحث جمعی داریم و بصورت جمعی راه حل پیدا میکنیم. ما موضوعاتی را که مطرح میشود روی میز قرار می دهیم و با صبر و شکیبایی به دیدگاه همه گوش می دهیم و سپس تصمیم جمعی به خودی خود متولد می شود، درین صورت مردم به طور منطقی صحبت می کنند زیرا می دانند روی دلیل آنها حساب می شود، به آنها و گفته های آنها احترام گذاشته میشود و هرگز نظر برخی غالبتر نخواهد شد ونخواهد بود. اما از طریق اجماع نظر، سرانجام در مورد تصمیم قابل قبول همه طرف به توافق خواهیم رسید. البته که برخی اصول اساسی در اینجا وجود دارد، مانند وقتی که دو نفر دعوا می کنند، آنگاه هر دو نفر باید دقیقاً در همان زمان ساختمان را ترک کنند، حتی اگر در شب دعوا کنند، هر دو طرف شب آنجا ترک می کنند. این مکان برای تبلیغ و اعمال گفتگو است و نه برای دعوا و زدوخورد. مسلماً همه می توانند نظرات و استدلال های خود را داشته باشند اما ما اجازه نداریم که مشاجره کنیم یا درگیر خشونت جسمی شویم. بنابراین اصل اول نه به خشونت است. و ما در مورد همه اشکال خشونت صحبت می کنیم. شکایات مربوط به خشونت بین زوج و یا خشونت خانگی برای ما جدی میباشد و ما مخصوصا این نوعی از خشونت را نمی پزیریم. همچنین الکل درین جا مجاز نیست زیرا ما به افراد که الکل مصرف نمیکنند که در اینجا زندگی می کنند احترام می گذاریم و از طرف دیگر برای کاهش احتمال نزاع مصرف الکل را ممنوع کرده ایم، هر کس که بخواهد می تواند به کافه ها و خمار خانه ها در بیرون برود و هر چه می خواهد بنوشد. علاوه بر این، کودکان مجاز نیستند که بدون پدر و مادر خود به بیرون از سیتی پلازا بروند. دلیل این امر این است که آنها برای عبور از جاده نیاز به کسی دارند که همراه آنها باشد. این قوانین اساسی برای عملکرد درست و احترام به همه است. این قوانین جمع سیتی پلازا را بهتر کرده و ما بر اجرای این قوانین اصرار داریم.